هزار وعده خوبان....
نميدانم چرا گوش كسي بدهكار حرفهايم نيست
راضي نيستم، نه از كشتي نه از قهرماني
دلش پر از ناگفته های نگفته ای بود که که مرورشان میسر نشد.اولین قهرمان طلایی فارس در آسیا،روزهایش پر از وعده هایی بوده که حالا پای تحقق شان می لنگد.بچه محله دروازه کارزون شیراز،خلق وخوی جنوب شهری اش تابلوی وجودی و درونی اش را در همان سلام اول مان و با علیکش نمایان می سازد.دیگ بزرگ سمنو وسط حیاطشان، رمز موفقیت های امید را فریاد می زند. نذر بی بی فاطمه(س) داشته وحالا که آسیا را زیر پایش می بیند ،نذرش را ادا کرده است.پای دیگ نذری،بچه محل ها دیگ سمنو را هم می زدند و ما دل قهرمان را می جستیم که در پس بی معرفتی ها،مکدر مانده است. روزهای بازگشتش از گوانگجو را ریخت روی دایره تا با حالایش که مقایسه اش می کنیم بفهمیم روزها همان روزهاست اما روزگار عوض شده و البته آدم های خوش وعده ای که قول ها و وعده هایشان تاریخ مصرف داشته است. تاریخ مصرفی که قدم شمار بوده انگار،پایشان که از کوچه محل سکونت امید بیرون آمده، وعده هایشان را سر کوچه نهاده اند تا شاید ساعت 9شب لای همه ضایعات و مازادها جمع آوری شوند! به راستی چرا با قهرمانانمان از در نامهربانی در می آییم؟ چرا عادت کرده ایم وعده های بلامحل بر زبان جاری سازیم؟ چرا سرخوش به چند عکس کنار قهرمانان هستیم و بعد از آن فراموششان می کنیم؟ این شاید بخشي از چراهای مدفون در ذهن امید نوروزی بود که ترجیح داد بر زبان نیاورد.
گفت و گوی او با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه فارس را بخوانید:
*اميد نوروزي از كي به كشتي علاقمند شد؟
پسر عموهاي من كشتي گير بودند،با آنها كه بودم خود به خود به كشتي جذب شدم، مسابقات كشتي را از تلويزيون دنبال ميكردم و به هر حال خودم هم به كشتي خيلي علاقه داشتم.
* چرا كشتي فرنگي را انتخاب كردي؟
به دليل زيبايي آن ـ كشتي فرنگي از آزاد خيلي ديدنيتر است.
* اولين مسابقهاي كه شما را جذب كشتي كرد؟
كشتي حسن رنگرز در مسابقات جهاني بود، دقيقاً يادم نميآيد كدام مسابقات اما رنگرز قهرمان جهان شد.
* الگوي شما در كشتي؟
در كشتيگيران ايراني،برادران نصيري و از بين خارجيها نيز آرمن ناظريان از بلغارستان را خيلي ميپسنديدم.
* اميد الآن چند سال دارد؟
24 سال
* از چه سالي كشتي گرفتي؟
از سال 74 زيرنظر الياس كانونپور در باشگاه هلال احمر شيراز
*چطور سر از تيم ملي درآوردي؟
بعد از چندين دوره قهرماني استان و اعزام به مسابقات كشوري توانستم به عنوان نفر دوم در اردوهاي تيم ملي نوجوانان حضور پيدا كنم. بعد هم در رده جوانان عضويت دو سال پياپي در تيم ملي كشتي فرنگي جوانان و اعزام به مسابقات آسيايي و جهاني كه البته متأسفانه به دليل مشكل خروجي به اين مسابقات اعزام نشدم.
*دقيقاً كدام دوره؟
مسابقات جهاني گوآتمالا و آسيايي قطر
*و بعد هم حتماً به سربازي رفتي؟
بله بعد از گذشت چند ماه به خدمت مقدس سربازي در شهر آباده و بعد هم اصفهان رفتم.
* معمولاً قهرمانان ورزشي خيلي دوران سربازي و فضاي پادگان را حس نميكنند
براي من اينجوري نبود، در لشكر 19 فجر كارت پايان خدمت گرفتيم و تمام مدت خدمت هم پادگان بودم.
* در مدت سربازي كشتي هم ميگرفتي؟
نه از مسابقات قهرماني دور بودم اما خودم شخصاً تمرين ميكردم.
* يعني در مدت سربازي كسي از كشتيگيري كه به سطح ملي رسيده بود سراغي نگرفت؟
نه هيچ كس دنبال كار من نبود كه مرا به كشتي وصل كند، اين در حالي بود كه قبل از سربازي من 2 سال عضو تيم ملي جوانان و قهرمان ايران بودم.
* بعد از سربازي مشكلي براي ملي پوش شدن نداشتي؟
بعد از خدمت به دليل تمرينات خوبي كه به صورت شخصي در طول مدت سربازي داشتم در مسابقات انتخابي تيم ملي اول شدم فكر كنم سال 87 بود.
* بعد از خدمت ديگر عضو تيم جوانان نبودي اولين مسابقه مهم پيش روي تو بعد از سربازي چه مسابقهاي بود؟
خُب بعد از خدمت به رده بزرگسالان رفتم، بعد از مسابقه انتخابي تيم ملي، اولين مسابقه مهم پيش رو اعزام شدم به جام جايزه بزرگ اوكراين، آنجا هم اول شدم و هم ستاره و پديده مسابقات.
* چه سالي؟
به نظرم سال 2009 بود.
* سرمربي هم بنا بود؟
بله در رده جوانان هم آقاي بنا مربيام بود.
* پس از اوكراين به نظرم نتايج خوبي نداشتي؟
پس از مسابقات اكراين 6 يا 7 ماه در ورزشگاه آزادي تهران در اردو بودم بعد به مسابقات جهاني دانمارك اعزام شدم كه آنجا مقامي بهتر از دهمي كسب نكردم. حدود 95 تيم در مسابقات شركت داشتند البته ناداوري خيلي روي نتايج من تأثير گذاشت.
* واقعاً ناداوري بود يا حالا چون باختي بحث حق خوري و اين جور چيزها را مطرح ميكني؟!
حق خوري بود! اصلاً فن نخوردم طرف مقابل من در حالي كه هيچ امتيازي نگرفت دستش رفت بالا. يك كشتي گير گرجستاني بود به نام لاشخي .
* به هر حال نتيجه بدي بود!
مسابقات جوانان تا بزرگسالان زمين تا آسمان متفاوت است، هم به لحاظ جايگاه هم به لحاظ سطح كشتي، سالي كه دهم شدم، نميگويم نتيجه خوبي بود، خيلي هم بد بود اما با يك امتيازي كه من گرفتم ايران از جايگاه چهارمي به دومي رسيد.
* آن موقع در چند كيلو كشتي ميگرفتي؟
60 كيلو
*بعد از آن مسابقات بود كه يك وزن بالاتر رفتي؟
بله بعد در ليگ برتر و در يك وزن بالاتر شركت كردم در 66 كيلوگرم ـ تيم ما دوم شد (تيم سوني تهران) با 5 برد در يك وزن بالاتر بهترين نتيجه را داشتم.
* البته فكر كنم بعد از مسابقات جهاني دانمارك دوباره درخشش داشتي
پس از آن مسابقتا به مسابقات جام جهاني ارمنستان اعزام شديم كه تيم ما در اين جام قهرمان شد من هم انفرادي با 4 پيروزي قهرمان شدم در اين مسابقات هم ستاره مسابقات شناخته شدم.
* در گرجستان هم خوب كار كردي
بله بعد از 3 ماه اردوي شبانه روزي به مسابقات جام جايزه بزرگ گرجستان اعزام شدم كه آنجا هم در وزن 66 كيلو نايب قهرمان شدم در فينال به كشتيگيري از قزاق باختم.
* مسابقات بعدي را چه كردي در سطح بين المللي منظورم است
بعد از گرجستان به مسابقات جام حيدرعلي اف در آذربايجان اعزام شدم در اين مسابقات پنجم شدم، از مسابقات كه برگشتيم حدود 4 ماه اردوي مستمر داشتيم بعد از آن به مسابقات جهاني بزرگسالان روسيه اعزام شديم كه در اين مسابقات هم به عنوان نهم رسيدم.
* و بعد در گوانجو گل كاشتي
2 ماه بعد از مسابقات جهاني به مسابقات بازيهاي المپيك آسيايي گوانجو اعزام شديم كه در اين مسابقات بعد از 16 سال طلاي مهدي سبزعلي، دومين طلاي بازيهاي آسيايي در كشتي فرنگي را كسب كردم.
* و در ادامه باز هم در يك ميدان جهاني درخشيدي
بعد از بازيهاي آسيايي گوانجو پس از 3 مرحله اردو ه مسابقات جام جهاني 2011 بلاروس اعزام شديم كه در اين مسابقات هم قهرمان شدم.
* وقتي به منزل شما رسيديم داشتي ديگ بزرگ سمنو را هم ميزدي حكايت اين سمنو پزان چيست؟
در بازيهاي آسيايي گوانجو چون يك اعتقاد قلبي عميقي به حضرت فاطمه زهرا (س) پيدا كردم نذر كردم تا وقتي زنده هستم هر سال سمنوپزون راه بيندازيم امسال كه سمنوي خوبي شد انشاءالله هر سال داشته باشيم.
* اميد نوروزي اولين طلايي فارس در بازيهاي آسيايي است؟
در استان فارس در هيچ رشتهاي ورزشكارانش طلاي بازيهاي آسيايي را نداشتند اولين طلاي بازيهاي آسيايي را من گرفتم و قهرمان برتر استان شناخته شدم.
*و آن مدال را هم به موزه شاهچراغ (ع) اهداء كردي؟
خب يك شيرازه و يك شاهچراغ(ع) . ما هرچه داريم از خاندان عصمت و طهارت داريم.
* در جام جهاني هم همينطور؟ قبل از شما كسي طلا نگرفته؟
حدود 30 سال پيش در كشتي آزاد آقاي فرخيان نايب قهرمان جهان شدند اما اولين مدال آورنده طلاي مسابقات جهاني را از استان فارس من به ارمغان آوردم آن هم در سطحي كه 10 تيم اول كشتي دنيا حضور داشتند و شانس قرعه و استراحت هم وجود نداشت كسب مدال در آنجا خيلي سخت است.
* كسب مدال 60 كيلوي فرنگي در گوانجو نيز كار آساني نبود.
سختترين كشتيگيرهاي فرنگي در وزن 60 كيلو آسيايي هستند در واقع همه مدال آوران جهاني اين وزن در كشتي فرنگي آسيايي هستند. حدود 16 شركت كننده در وزن 60 كيلو حضور داشتند كه هر 16 نفر صاحب مدال بودند به عنوان مثال كشتي گير ژاپني نايب قهرمان جهان بود، كره قهرمان المپيك، ازبك قهرمان آسيا و چين هم در اين وزن قهرمان آسيا بود خُب در اين شرايط نه من كه هر كدام از كشتيگيرها قهرمان ميشد به نوعي شاهكار كرده بود.
* بازيهاي حريفان خود را آناليز هم كرده بودي؟
كشتي چون به لحاظ مالي ضعيف است، خيلي روي آناليز آن سرمايهگذاري نميشود. من فيلمها را از انستيتو كشتي ميگرفتم هم خودم و هم مربيان نكات را يادداشت ميكرديم. به هر حال در حالي كه آنها ارتوپد و آسيب شناسي و ماساژور و دكتر تغذيه و... دارند ما هيچ نداريم.
* اما كشتي ورزش اول مملكت است.
در اسم بله اما نسبت به ورزش اول مملكت ديدها خيلي ضعيف است. به قهرمانان، مربيان و آينده سازان كشتي كسي توجهي نميكند. كشتي مثل فوتبال درآمد آنچناني ندارد كه كشتيگير با انگيزه پول بخواهد كشتي بگيرد. يك كشتيگير ملي اگر در مسابقات جهاني شركت كند سالي يك بار ديده ميشود تازه اگر تلويزيون بازيها را پخش كند.
* درآمد فوتباليست ها چه در تلويزيون ديده شوند چه ديده نشوند چه ملي پوش باشند چه نباشند، چه ليگ برتري باشند يا نباشند به طور ميانگين 70 يا 80 ميليون براي يك فصل است كشتيگيرها چه؟
شما اگر كشتيگير ملي پوش باشي و اگر ليگ برتر كشتي هم برگزار شود حدود 50 ميليون به تو ميدهند تازه آن هم در كشتي آزاد اما در رشته فرنگي سقف قراردادها 25 تا 30 ميليون تومان بيشتر نيست. واقعاً خيلي زشت است قهرمان جهان براي 25 ميليون تومان كشتي بگيرد. اما فلان فوتباليست كه تيم او در ليگ يك در حال سقوط است بالاي صد ميليون تومان دريافت كند. براي ورزش اول مملكت اين اعداد و ارقام فاجعه است.
* به نظرم ميزان آسيب پذيري كشتيگيران هم بالا باشد.
خيلي بالا است ميزان آسيب ديدگي كشتيگيران 70 درصد است آنها اغلب ديسك گردن و كمر دارند.
* با اين اوصاف ظاهراً خيلي هم از كشتي راضي نيستي؟
من كه راضي نيستم، نه از وضعيت كشتي نه از وضعيت قهرماني در زندگي شخصي هم هزار و يك مشكل داريم.
* اما براي شما كه اولين طلايي تاريخ ورزش فارس در بازيهاي آسيايي هستيد قاعدتاً بايد وضعيت فرق كند.
اي بابا، بله من ورزشكار برتر استان شناخته شدم، در آسيا و جهان قهرمان شدم، نزديك به 10 دوره قهرمان ايران شدم اما هنوز كه هنوز است در شهر خودم نه يك مسكن دارم و نه استخدام جايي هستم البته آقاي عرب به عنوان رئيس هيأت كشتي استان خيلي دارد برايم دوندگي ميكند از شوراي شهر شيراز هم يك مصوبه براي زمين گرفته اما تا الآن كه هيچ دست من نيست حالا شما اينها را مينويسي اما گوش شنوا اگر پيدا كردي مرا هم مطلع كن!
* يعني كسي حاضر نيست حرفهاي قهرمانش را بشنود؟
تا الآن كه نبوده هر جا رفتم به من پشت كردند اما تو رو خدا خيلي تند برايم ننويس دردسر ميشود!
* اگر همچنان گوشي شنوا پيدا نكردي چه ميخواهي كني؟
به نظرم نماينده ولي فقيه و امام جمعه پناهگاه خوبي است. تصميم دارم با حضرت آيت الله ايماني امام جمعه محترم شيراز ديدار كنم. همه از مردم داريش ميگويند. شايد از ايشان كمكي برآيد. نميدانم چرا گوش كسي بدهكار حرفهايم نيست يك ورزشكار بايد شقالقمر كند تا به او توجه شود؟!
* اما شنيديم خيلي جاها از شما تقدير كردهاند؟
لوح تقدير چه به درد من ميخورد من و خانوادهام مشكل مالي داريم. لوح تقديرها گوشه اتاق خاك ميخورند البته ارزش معنوي دارند اما مشكل مالي من را حل نميكنند.
*فرماندار شيراز چه؟
آقاي قاسمي شايد تنها مسئولي بود كه به منزل ما آمد . ايشان البته خيلي به من احترام گذاشت. اما اتفاق عملي هنوز نيفتاده گرچه قول هايي داده كه با توجه به شناختي كه از ايشان مي رود اميدوار به عملي شدن وعده هايشان هستم.
* دستاورد قهرماني نوروزي براي كشتي شيراز چه بود؟
پس از قهرماني من خيلي از دوستها و بچههاي محل جذب ورزش شدند نه تنها كشتي،بلكه فوتبال، وزنه برداري، پرورش اندام و... از بازيهاي آسيايي گوانجو كه برگشتم هيأت كشتي استان حدود 180 ثبت نامي براي كشتي داشت اتفاق عجيبي بود كه خوشحالم كرد.
* وقتي به شيراز آمدي عكس العمل همشهريانت چگونه بود؟
فوق العاده، حدود صد دعوتي از سوي شهروندان داشتم. خانواده يك پسر بچه ده ساله كه به من خيلي علاقه داشت دعوتم كردند رفتم آنجا اتاق پسرك پر از عكسهاي من بود.
يك پيرمردي هم نزديكي ما سوپري دارد تعريف ميكرد ميگفت يك بچهاي مدام به مغازه من ميآيد و تنها عكسي را كه از تو در مغازه دارم طلب ميكند من هم به او ندادم خيلي گريه كرد اما باز هم عكست را به او ندادم! بعد البته يك مقدار پوستر به پيرمرد دادم كه به علاقمندان برساند!
* از استقبال مردم و دعوت گرفتن آنها گفتي سازمانها و يا نهادهاي شيرازي هم از شما تجليل كردند؟
نه! هنوز نه تربيت بدني و نه هيچ اداره يا ارگاني از من تجليل نكرده، فقط استانداري در مراسمي ده سكه به من داد كه حدود 5/4 ميليون تومان ميشود،اما 3 ماه است منتظر ديدار يك مدير عالي رتبه هستم ولي هنوز وقت نكرده اند مرا ببينند!(با مدير روابط عمومي اين مسئوول تماس گرفتيم اما قول ديدار را براي بعد از عيد گذاشت! به اميد كه گفتم جواب داد من بعد از عيد در اردو هستم و خدا مي داند اردو تا چه زماني طول بكشد)
* اما ورزشكاران هم بايد شغل و درآمد داشته باشند!
در طول سال حدود 9 ماه به اردو ميرويم و در يك سوله زندگي ميكنيم. بدون هيچ درآمد و آيندهاي. زندگي ما مثل قمار ميماند! اگر مدال بگيري كه اين وضعيت شما است، اگر هم مدال نياوري كه اوضاع از اين هم بدتر ميشود. باور كنيد براي روي فرم بودن و حفظ آمادگي خيلي از جيب خرج ميكنيم اما خيليها اينها را نميدانند. زندگي در سوله بدون هيچ مزايايي بدون هيچ درآمدي و بدون اينكه پشتوانه شغلي داشته باشي زندگي سختي است حالا براي حضور در مسابقات بايد انگيزه و روحيه هم داشته باشي.
* به عنوان سؤال آخر، قهرمان دنيا واقعاً شغل و يا وسيله نقليه ندارد؟
كدام شغل؟ كدام منزل؟ كدام ماشين؟!
گفت و گو از خبرنگار ايسنا فرزاد صدري
http://fars.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=15293





